امروز و دیروز و پریروز و پس پریروز، بند ناف جنین درون مغزم ذره ذره به طرز معجزه آسایی از شکم هیولای اخبار روز دنیا بریده شد و پس از سال‌ها اسارت دهشتناک، حقیقتا آزاد شدم. یادم رفت از بی ‌بی ‌سی بپرسم امروز کشورم دچار کدام فلاکت لاعلاجی شده و کدام یک از تحریم‌های بی‌انتها آخرین استخوان‌های سالم پشت هم‌وطن مظلومم را خرد کرده؛ از سی ان ان خبری از لجن پراکنی دیوانه‌ی مو نارنجی آمریکایی و دادگاه‌های بی سر و ته متقلبان انتخاباتی نگرفتم؛ رویترز و نیویورک تایمز و دویچه وله و ان پی آر و پی بی اس برایم از زلزله‌های ده ریشتری و قاتلان زنجیره‌ای کانادایی و تروریست‌های رنگارنگ بین‌المللی و تنش‌های تنگه هرمز و شیوع موج جدیدی از مرض سارس و بچه‌های اویغوری محبوس در قفس و یا دیوار مرز مکزیک، آسمان ریسمان نبافتند. بند ناف بریده شد و دیگر از دیگ جوشان آشِ کانال‌های بیش از اندازه زرد تلگرام، جزئیات تمام زیر و بم گفته‌ها و نگفته‌های سیاسیون و سلبریتی‌ها و ورزشکاران و پیرمردها و ارزشی‌ها و چپ و راست و وسط و فرا جناح، زهری به خوردم نرفت و روح بیچاره‌ام انگار بعد از سال‌ها، تنفس حقیقی را مزه کرد.

راستش را بخواهی، هییییییچ خبر خاصی نیست! 

همین.