هم‌چون بازی که بر فراز آسمان مه گرفته‌ی دیار غریبان بی‌پروا و بی‌نظیر اوج می‌گیرد، روح و افکار را به دست آسمان‌های بی‌کران خداوندی رها می‌کنم. برای پرواز به ماورای دنیوی‌های دون و مکررات عبث. پروردگارم در من یک کهکشان پرنده‌ی ماجراجو و پُر پَر و بال آفریده؛ هرگز به قفس خفقان‌آور کوته‌فکری‌ها و تنگ‌نظری‌ها و زشتی‌ها و سیاهی‌های کج و معوج عالم مادی تن و روح نخواهم داد. من و ما برای بیش از این‌ها خلق و رنگ‌آمیزی شده‌ایم. مبادا در کنج‌های یاس و ملول و تباه، به محاق رویم. دستم را بگیر و بیا با هم اوج بگیریم. اگر هم پرواز انفرادی را می‌پسندی، آسمان خدا سقفش بی‌انتهاست. همه با هم پرواز کنیم. محو در شکوه و ابهت بال زدن‌های بی‌‌همتای یک‌دیگر.

ابر و باد و مه و خورشید و فلک چه بی‌منت در تماشایند و همواره در حال حمایت؛

پس، در این گذر مدون دوران، بر زمین‌های سخت و پر اصطکاک، بی‌وقفه ثابت نمان. پرواز کن! زمان کم است و بسی بی‌وفا.

تمام.