امروز بعد از قطع تماس تصویری با مادر و پدر عزیزتر از جانم یک دل سیر گریه کردم. 

مطمئن شدم در لپتاپ خوب چفت و بست شده، دیوارها ساکتند، درها گوش می‌کنند، زمین و زمان هوایم را دارد، اخبار برنده‌ی انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ آمریکا را با قاطعیت اعلام کرد و... زدم زیر گریه. جای اشک‌های من، همیشه در کنج خلوتم با خداست، که فقط خدا از سر دل خبر دارد. به اندازه‌ی چهار سال، ریز و درشت اشک ریختم. به اندازه‌ی صد و بیست و شش میلیون ثانیه دوری زار زدم. این بعض گس تلخ لعنتی ترکید و... صد و بیست و شش میلیون ثانیه ضرب در دو دیگر هم به جای خواهر عزیزتر از جان و جگرگوشه‌ام سیل اشک روانه‌ی جان و زمین و زمان کردم. همسرم در کوه مردانگی‌اش نفس عمیقی از خوشحالی سر داد و بغض‌هایش را فرو داد و مثل هر لحظه‌ی شیرین ده سال زندگی مشترک، فقط امید داد و بس.

این قصه سر درازی دارد و شاید یک روز از این روزهای غریب روزگار نوشتم... فعلا همین حد بروز احساسات بماند در خاطر این روز نیمه شیرین؛

 

الهی به امید خودت...

پ.ن. رئیس جمهور و نخست وزیر و رهبر و سیاست‌مدار هیچ دیار غریبی فریادرس من و تو نیست، هم‌وطن. ما باید با هم به داد هم برسیم. به هم رحم کنیم. متحدتر از همیشه باشیم. صدای مظلوم و مبارز با ظلم باشیم. از همین چهاردیواری آشیانه‌ی خودمان شروع کنیم. به همین کلیشه‌واری.