همگی گاهی شدیدا در رنجیم. جسمی و عقلی. این حقیقت زندگانی ماست. انکار نیز قطعا بی‌ثمر است. من، درست در بدو این حالات و لحظات عادت و دوست دارم پشت میز چوبی کوچک دلبندم بنشینم و کاغذ و قلم (این روزها دیجیتالی) به دست بگیرم و از فوران افکار و احساساتم یادداشت برداری کنم.

کاری که مشخصا خیلی اوقات به آرامش‌بخشی تلاطم امواج ذهنی‌ام کمک می‌کند، انجام یک نوع مصاحبه‌ی فردی است. منِ پرسشگر، نقش مصاحبه‌گر را ایفا می‌کند و منِ درگیر، نقش مصاحبه‌شونده. سوالات اصلی مصاحبه از این قرار است: "دقیقا چه مسائلی تو را رنج می‌دهد؟"، "در راه حاضر چه راه حل‌هایی برای آن‌ها داری؟"، "مشورت با کدامین افراد در این راه تو را کمک خواهند کرد؟"، "کتب و پادکست‌ها و ادبیات و هنر و فلسفه و ورزش و... چه کمکی می‌توانند به تو بکنند؟" هنگام پاسخ‌گویی تمام سعی‌ام را می‌کنم تا از هر نوع کلی‌گویی خودداری کنم. همه چیز باید دقیق شرح و فصل شوند. حقیقتا، ذهن محدود ما انسان‌هایِ محبوسِ چارچوب عالم ماده، قابلیت هضم و درک و تحلیل همزمانِ حجم سنگین کلیات مبهم را ندارد. لذا، عزمم را جزم می‌کنم و پرده‌ی ضخیم افکار آشفته را کنار می‌زنم و نورافکن‌های ذهن را روی حالت قوی تنظیم و روشن می‌کنم و دست به کار می‌شوم. دقیق و تمام و کمال می‌شکافم و جواب‌ها را از صفر شروع می‌کنم و آهسته و تدریجی، به صد می‌رسم. 

پاسخ‌دهی به پرسشنامه‌ی فردی که تمام شد، نفس عمیقی از ته جان به بازدم می‌فرستم، دستِ "خدا قوت!" دوستانه‌ای به شانه‌ی خودم می‌زنم و می‌بینم دنیا آن‌قدرها هم که فکر می‌کردم در هم تنیده و بی‌نظم و ثبات‌ناپذیر نیست! بلند می‌شوم یک فنجان نوشیدنی گرم کوچک ساده دم می‌کنم و به دامان پهناور بی‌انتهای آسمان‌ها خیره می‌شوم. افکار و آسیب‌های ریز و درشت، در کوچکترین نقطه‌ی افق و ستارگان و سیاه‌چاله‌ها و عوالم بی‌نظیر در دوردست‌ها، حل و محو می‌شوند و من می‌مانم و نورون‌های ورزیده‌ی حال‌آمده‌ی مغزی و میلیون‌ها فکر زیبای درجه یک، و کهکشانی از نعمت‌ها که بر فراز بلندترین نقاط ذهن و ناخودآگاهم از نو به رقص در می‌آیند. 

طی کردن تمام این مراحل به هیچ عنوان سهل و سریع نیست، اما با ممارست مستمر و جدی، قطعا شدنی‌ست. من و تو و همگان باید مدام به خود یادآوری کنیم که هر روز اسیر هزاران افکار و اوهام بیهوده‌ای هستیم که هرگز اتفاق نیفتاده و نخواهند افتاد و هر لحظه که از دام این اسارت فارغ شویم، نکوست!


پ.ن. ممنون که هستین. ممنون که می‌خونین. براتون آرزوی ذهنی منظم و آرام دارم. در ضمن تا یادم نرفته یادآور بشم که این عالم بی‌نظیر خداوند نیست که ثبات‌ناپذیر و بی‌نظمه، بلکه برداشت معیوب و محدود ذهن من از اون و مسائل درونش این‌طوره.


@inkejormnist